نگاهی به بیست و پنجمین نظریه عمومی سازمان ملل درخصوص حقوق کودکان
زندگی کودکان در عصر دیجیتال را قانونمند کنید
ساعت 24-«وقتی غصه داری اینترنت کمک میکنه، چیزهایی رو نشونت میده که خوشحالت میکنن.» این نظر یکی از کودکانی است که پیش از نگارش و انتشار بیست و پنجمین نظریه عمومی سازمان ملل در مورد حقوق کودک در ارتباط با فضای دیجیتال، مورد مشورت تنظیمکنندگان این سند قرار گرفتند. کمیته حقوق کودک سازمان ملل متنی که ماه گذشته تنظیم شده است را منتشر کرده، متنی که در آن به ابعاد گوناگون حضور کودکان در دنیای دیجیتال و آثار آن بر زندگیشان پرداخته شده است.

از ابتدای شیوع کرونا، در اغلب کشورها مدرسهها جزو نخستین مراکزی بودند که تعطیل شدند و تعطیل ماندند. هر از گاهی با فرو نشستن موج در گوشهای از دنیا زنگ بازگشت با ملاحظه به مدرسه به صدا درمیآید و باز همراه با خیزش موج، دانشآموزان به خانه فرستاده میشوند. یکی از بزرگترین دغدغههای دوران همهگیری این بود که دور ماندن از مدرسه تا چه اندازه شکاف در عدالت آموزشی را گستردهتر میکند، دسترسی به وسایل هوشمند برای شرکت در کلاسهای آنلاین یکی از موانع موجود در این زمینه بود. در ایران در تمام بیش از یک سال گذشته، این دغدغه بخشی جداییناپذیر از حوزه آموزش و پرورش شد. یکی از مواردی که در آخرین نظریه عمومی سازمان ملل در حوزه حقوق کودکان و دنیای دیجیتال مورد توجه قرار گرفته هم همین است: «حق دسترسی به دور از تبعیض نیازمند این است که طرفهای دولتی از دسترسی برابر و موثر کودکان به محیط دیجیتال اطمینان حاصل کنند، دسترسی به شیوهای که برای کودکان هم معنادار باشد. دولتها باید هر اقدام لازمی را برای غلبه بر حذف دیجیتال انجام دهند. این موضوع شامل فراهم آوردن دسترسی رایگان و امن در محیطهای معینشده عمومی و سرمایهگذاری و برنامهریزیهایی است که از دسترسی مقرون به صرفه و استفاده آگاهانه از تکنولوژیهای دیجیتال در اماکن آموزشی، مجامع و خانهها حمایت میکنند.» در دنیایی که هر چه بیشتر و سریعتر به سمت دیجیتالیشدن عرصههای مختلف زندگی پیش میرود، قطع ارتباط هر کودک با این دنیا به معنای تبعیض علیه او در نظر گرفته شده و البته دسترسی به این دنیای مجازی باید با درنظر گرفتن امنیت کودکان فارغ از تنوع نژادی، جنسیتی، جنسی، مذهبی و... باشد، هرچند خاطرنشان شده که باید به صورت خاص در مورد دختران دقت به خرج داد: «اقدامات ویژهای باید برای پر کردن شکاف دیجیتال مرتبط با جنسیت در نظر گرفته شود، باید اطمینان حاصل شود که دختران توجه ویژهای بابت دسترسی، سواد دیجیتال، حریم شخصی و امنیت آنلاین دریافت میکنند.
به نظر کودکان احترام بگذارید
«کودکان گزارش دادهاند که فضای دیجیتال فرصتهایی حیاتی در اختیار آنها گذاشته است که صدایشان درخصوص موضوعاتی که بر زندگی آنها تاثیر دارد شنیده شود. استفاده از تکنولوژیهای دیجیتال میتواند به فهم نقش کودکان در سطح محلی، ملی و بینالمللی کمک کند.» برای همین است که در این گزارش سازمان ملل از دولتها خواسته شده تا دسترسی به این فضا را برای کودکان تامین کنند تا این بخش از جامعه هم بتواند بیشتر از قبل صدای خودش باشد و در موضوعات مربوط به زندگیاش اظهارنظر کند. با گسترده شدن دامنه تکنولوژیهای نو و مشارکت فعالانه کودکان و نوجوانان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، این بخش از جامعه در چند سال گذشته نشان داده است که دیگر نمیتواند تا رسیدن به سن قانونی و رای دادن و عضویت در سازمانهای مردمنهاد و غیره صبر کند و همین حالا است که میخواهد نقش خودش را ایفا کند و صدایش را به گوش بقیه برساند. در این سالها از جنبش هواداران محیطزیست گرفته تا مشارکت در راهپیماییهای گسترده علیه نژادپرستی در امریکا و اروپا، کودکان و نوجوانان نشان دادند که به یاری ابزارها و فضای دیجیتال میتوانند یکدیگر را پیدا کنند و به عنوان یک بدنه متحد در جامعه حاضر شوند. در ایران، به صورت ویژه در ماههایی که در دوران کرونا گذشتند، دانشآموزان بیشتر از قبل توانستند با توسل به شبکههای اجتماعی مانند توییتر و اینستاگرام نشان دهند که میتوانند صدایشان را بلند کنند، این صداها را هنگام خبرهای ضدونقیض در مورد نحوه حضوری یا غیرحضوری برگزار شدن امتحانات و البته کنکور بسیار شنیدیم. دسترسی به توییتر سبب شده بود که دانشآموزان بتوانند به صورت مستقیم اعضای کمیسیون آموزش مجلس و وزیر آموزش و پرورش را هدف بگیرند و آنها را آماج انتقادات تند و تیزشان قرار دهند. در این متن منتشر شده توسط سازمان ملل هم تاکید شده است: «هنگام تدوین قانون، سیاستها و برنامهها، ارایه خدمات و آموزش حقوق کودکان در ارتباط به فضای دیجیتال، کشورها باید همه کودکان را مشارکت دهند، به نیازهای آنها گوش کنند و برای نظراتشان اهمیت قائل شوند. باید اطمینان حاصل کنند که ارایهدهندگان آن دسته از خدمات اینترنتی که به صورت فعالانه با کودکان در تماس هستند، نکات امنیتی را رعایت میکنند و هنگام تولید کالاها و خدمات به نقطه نظرات کودکان توجه میکنند.»
مساله بهروز کردن قوانین
یکی از راههایی که از نظر سازمان ملل برای تطابق جوامع با ویژگیهای عصر دیجیتال وجود دارد این است که قوانین کشورها تن به تغییراتی دهند که حالا به نظر ضروری میآیند. این سازمان از کشورها خواسته است که قوانین ملیشان را مطابق با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر بهروز کنند. قاعدتا سازگاری این قوانین با حقوق بشر حالا شامل سازگاری آن با واقعیتها و الزامات فضای دیجیتال هم میشود و باز واضح است که در این میان پای کودکان هم در میان است «کشورها باید اطمینان حاصل کنند که سیاستهای ملی مربوط به حقوق کودکان به صورت خاص به محیط دیجیتال میپردازد و باید مقررات، قوانین صنعتی استانداردهای طراحی و نقشه عمل خود را بر این اساس مرتبا ارزیابی و بهروز کنند.» صحبت که به اینجا میرسد باید به صورت خاص در مورد ایران این سوال را مطرح کنیم که بهروز کردن قوانین و اصولا حمایت از کودکان و نوجوانان در دنیای مبتنی بر فضای دیجیتال چقدر واقعگرایانه است.
سالها است که قوانین حمایتی کودکان و نوجوانان از مجلس به مجلس دیگر و از دولت به دولت دیگر ارجاع داده میشوند و همچنان جای سادهترین قوانین حمایت از حقوق اولیه کودکان و نوجوانان در کشور خالی است؛ از بحث ممانعت از کودک همسری گرفته تا حفاظت از کودکان در برابر خشونتهای خانگی و کار اجباری، هنوز که هنوز است اغلب بار را گروههای مردم نهاد بر دوش میکشند و تلاش کسانی که سعی میکنند جای خالی قوانین حمایتی را پر کنند. پس از نزدیک به یک دهه، خرداد ماه سال گذشته بود که عاقبت سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که: «لایحه حمایت از اطفال و نوجوانان در جلسه شورای نگهبان بررسی و عدم مغایر با موازین شرع و قانون اساسی تشخیص داده شد.» بعد هم نوبت به حسن روحانی رسید که «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» را برای اجرا به قوه قضاییه، وزارت دادگستری، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی کشور ابلاغ کند. نزدیک به یک دهه افت و خیز و تلاش و مجادله عاقبت به ثمر نشست تا اصولا قانونی به عنوان حمایت از کودکان و نوجوانان وجود داشته باشد که تازه در آن ذکر شده وقتی کودک در معرض خطر است به دستگاههای اجرایی اجازه داده شده تا مداخله کنند. به این صورت که در ماده ۳۳ هرگاه خطر شدید و قریبالوقوع طفل و یا نوجوان را تهدید کند، مددکاران اجتماعی بهزیستی یا ضابطان دادگستری و یا واحد حمایت دادگستری اجازه دخالت دارند. حالا چطور باید این قوانین را با توجه به تغییرات پرشتاب روز در دنیای دیجیتال بهروز کرد؟
آزادی بیان برای کودکان
یکی از مواردی که از دههها پیش در میان تمامی اسناد بینالمللی به چشم میخورد تاکید بر حق دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان است. این موضوع در قوانین مربوط به رسانهها بسیار پررنگ بیان شده اما حالا که هر گوشی همراهی دارد نقش یک رسانه را بازی میکند و همزمان تریبونی برای حضور در فضای عمومی مجازی است، باید در نظر داشت که این حقوق اساسی شامل محیط تازه هم میشوند. کودکان هم بخشی از همین جامعه جهانی هستند و با دسترسیهای نسبتا مشابه بزرگسالان به فضای مجازی، بنابراین مساله حمایت و پاسداشت حق دسترسی آنها به اطلاعات و داشتن آزادی بیان باید جدی گرفته شود. در مورد کودکان البته این حساسیت هم وجود دارد که همزمان با محترم شمردن این حقوق باید تا حد امکان از آسیبهای فضای مجازی به دور بمانند، انواع خشونتهای موجود در شبکههای اجتماعی، اخبار جعلی، اظهارنظرها و اخبار با محتوای نژادپرستانه و یا علیه جنسیت، گروههای اقلیت از جمله مواردی هستند که باید در برابر آنها از کودکان محافظت کرد: «کشورها باید اپراتورهای خدمات دیجیتال را تشویق کنند تا به عنوان مثال روی انواع محتواها برچسبهایی بزنند که نشاندهنده تناسب آنها با گروه سنی یا قابل اعتماد بودن و نبودن محتوا باشند. آنها همچنین باید مشوق تهیه راهنما، آموزش و سازوکارهای گزارشدهی شوند که در دسترس والدین و مراقبان کودکان، معلمان و گروههای حرفهای مربوطه قرار گیرد.»
بحث دسترسی آزاد به اطلاعات و حق آزادی بیان در فضای دیجیتال هم یکی از آن موارد چالشبرانگیزی است که ما در کشورمان سالهای سال با آن روبهرو هستیم. حضور غیرقابل انکار سیستم فیلترینگ در کشور یکی از موضوعاتی است که همواره محل بحث بوده و البته روز به روز بر چفت و بستهایش افزوده شده. دوگانگیها و تناقضها سبب شده که به عنوان مثال سالیان سال توییتر تبدیل به یکی از اهداف فیلترینگ شود و در عین حال بخش مهمی از مقامات رسمی کشور در آن حاضر و فعال باشند؛ این یعنی غلبه فضای دیجیتال بر زندگی شخصی و سیاسی و روزمره جامعه و در عین حال نبودن اراده برای به رسمیت شناختن این بخش از زندگی. حالا سازمان ملل تاکید دارد که کودکان هم باید دسترسی به فضاهای مناسب خود را داشته باشند و همزمان با تعریف قوانین شفاف، مانع از قرار گرفتن آنها در معرض خطرات این فضا شد. در هر صورت تمامی این موارد حتی اگر به نوعی لزوم فیلتر شدن برخی از بخشهای وب در آن ضروری باشد باید با کودکان در میان گذاشته شود: «هرگونه ایجاد محدودیت در حق آزادی بیان کودکان، از جمله فیلتر به خاطر ملاحظات ایمنی باید قانونی و متناسب باشد. منطق چنین محدودیتهایی باید شفاف و با زبانی قابل درک متناسب با گروههای سنی بیان شود.» اما وقتی صحبت از آزادی بیان میشود، کنترل برخی از موارد آمده در این سند دشوار به نظر میرسند. به عنوان مثال در این متن ذکر شده که کودکان پس از بیان نظرات سیاسی یا سایر دیدگاههای خود ممکن است مورد هجوم نفرتپراکنان قرار بگیرند یا زبان خشن و نقدهای تند و تیز را متوجه خود سازند. در این میان دولتها باید هم مراقب این باشند که کودکان آماج حملات سایبری قرار نگیرند و هم در نظر داشته باشند که هیچ کودکی به خاطر بیان آزادانه عقایدش نباید مورد سوال و جواب و رویه قضایی قرار بگیرد.
متن بلند بالای منتشر شده به عنوان بیست و پنجمین نظریه عمومی سازمان ملل درخصوص حقوق کودک در ارتباط با فضای دیجیتال نشان از پیچیدگیها و ظرافتها و الزامات بسیار زیاد زندگی در دوره سیطره فضای مجازی دارد. برای ما به صورت خاص این نکات و پیچیدگیها یادآور این است که زمان دیگر منتظر تعریف 10 ساله قوانین برای حمایت از ابتداییترین حقوق کودکان نمیماند. عصر دیجیتال قوانین خودش را میخواهد، قوانینی که صورت مسالهها را با فیلتر و محدودیت پاک نکنند.
یکی از راههایی که از نظر سازمان ملل برای تطابق جوامع با ویژگیهای عصر دیجیتال وجود دارد این است که قوانین کشورها تن به تغییراتی دهند که حالا به نظر ضروری میآیند. این سازمان از کشورها خواسته است که قوانین ملیشان را مطابق با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر بهروز کنند.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.