سکوت رسانهای و آیندهای مبهم در مورد قاتل زنجیرهای شوهران صیغهای
ساعت 24 - کلثوم اکبری، قاتل زنجیرهای مازندران که دوباره خبرساز شد. این بار نه با جنایتی تازه بلکه با دیالوگی در سریال «پایتخت 7» که ناگهان نامش را از دل پروندههای جنایی به دنیای سرگرمی پرتاب کرد.
به گزارش نور نیوز ، کمتر کسی فکر میکرد زنی که با لهجهای شیرین و چهرهای آرام، از خانهای به خانهی دیگر میرفت، یکی از مرموزترین قاتلان زنجیرهای ایران باشد. کلثوم اکبری، حالا دوباره بر سر زبانها افتاده؛ اما نه به خاطر قتل تازهای، بلکه چون در یکی از قسمتهای سریال پایتخت ۷، زنی که برای خرید شهابسنگ به سراغ ارسطو و شری رفت، خودش را «کلثوم اکبری» معرفی کرد. همین جملهی کوتاه کافی بود تا خاطرهی آن زن مرموز و پروندهی نیمهبازش دوباره در ذهن مخاطبان زنده شود.
چند ماهی از بازداشت این زن ۵۶ ساله میگذرد. متهم به قتل ۱۱ شوهر صیغهای در شهرهای مختلف مازندران؛ روستا به روستا، خانه به خانه، از ولاشید ساری تا نکا و قائمشهر.
شیوه قتل ساده ولی مرگبار بود: نزدیک شدن با وعده پرستاری، مهربانی، و بعد هم آرامبخشها و سم. مرگ همیشه بیسروصدا از راه میرسید و او با چادر گلدارش بیصدا دور میشد. ماجرا وقتی لو رفت که خانوادهی پیرمردی ۸۲ ساله به پلیس مراجعه کردند. پدرشان، که مدتی بود با زنی به نام کلثوم ازدواج موقت کرده بود، ناگهان مُرد. آنها گفتند پیرمرد، با وجود سن بالا، بیمار نبوده و همیشه سرحال به نظر میرسید. اما پس از ازدواج با این زن، به سرعت از پا افتاد. دلشان آرام نگرفت. شک کردند. جسد به پزشکی قانونی فرستاده شد و نتیجهای که آمد، نشان داد مرگ، آنقدرها هم طبیعی نبوده.
پلیس سراغ زن رفت. زنی ۵۶ ساله، با ظاهری آرام و متین. اما چیزی در نگاهش، آرام نبود. در بازجوییها ابتدا انکار کرد. گفت فقط پرستاری میکرده، فقط غذا میپخته و دل پیرمردها را شاد میکرده. اما کمکم بند دلش پاره شد. اعتراف کرد. نه فقط به یک قتل، بلکه به یازده قتل. یازده شوهر صیغهای در شهرهای مختلف مازندران. هر کدام با وعده محبت و پرستاری جذب شده بودند. اما پایان همهشان یکی بود: مرگی خاموش در سکوت خانهای روستایی.
او توضیح داد که با وعده دلسوزی و مراقبت، وارد زندگی پیرمردها میشده، داراییشان را زیر نظر میگرفته، و بعد با دوزهای آرامبخش و سم، جانشان را میگرفته. بعد از مرگ هم، یا ادعای پرستاری میکرد یا اینکه شوهرش به مرگ طبیعی مرده. مدارک هم همیشه به نفعش بود. چه کسی به زنی تنها که ادعا میکند "همسر قانونی" بوده، شک میکرد؟
سکوت رسانهای و آیندهای مبهم
پس از اعترافات، نام کلثوم اکبری بر سر زبانها افتاد. رسانهها دربارهاش نوشتند. کاربران در شبکههای اجتماعی او را با لقب "قاتل سریالی پیرمردها" صدا زدند. با وجود گستردگی و ابعاد سنگین این پرونده جنایی، مدتی است که دیگر خبری از وضعیت پرونده یا مجازات نهایی او منتشر نشده است و مقامات قضایی و انتظامی سکوت کردهاند. برخی شنیدهاند که او در زندان ساری است. گفته میشود تعدادی ملک به نامش ثبت شده که هنوز تکلیفشان مشخص نیست.
یکی از اعضای خانوادهی نخستین مقتول، مردی که در روستای ولاشید ساری به قتل رسید، میگوید:
«ما رضایت نمیدیم. این زن با آرامش پدرم رو کشت و هیچ نشانی از پشیمونی ندیدیم. فقط دنبال اموال بود. باید تا آخرش جواب پس بده.»
اما چرا پروندهای با این ابعاد، ناگهان در سکوت فرو رفت؟ آیا کلثوم اکبری اعدام شده؟ آیا در انتظار حکم نهایی است؟ کسی پاسخ روشنی ندارد. فقط زمزمههایی از پشت دیوارهای زندان شنیده میشود؛ صدایی گنگ از زنی با گذشتهای تاریک و رازهایی که شاید هرگز بهطور کامل فاش نشوند.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.